عبد المحمد آيتى

208

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

را به تير و شمشير كوبيدند چنان كه بيش از پنج هزار نفر كشته شدند . در اين‌حال كه دو سپاه درهم آويخته بودند خبر آوردند كه اعراب شام برحسب قرار قبلى از جانب باديه ظاهر شده‌اند . ايلخان سپاه خود را به احتياط بيشترى امر فرمود و كرتغا با ايشان به مقابله پرداخت ، قورمشى و ججاك نيز از جناح چپ يارى دادند و در يك لحظه گروه كثيرى از آنان را به ديار عدم فرستادند . [ 379 ] چون سلطان مصر و لشكر شكست‌خورده به حمص رسيد اهالى پرسيدند تدبير ما چيست ؟ گفت : كارها دگرگون شده هرچه توانيد در نگهدارى مال و زن و فرزند بكوشيد . اين بگفت و عنان گشاد . چنين گويند كه چون به قاهره رسيد تنها هفت سوار مصاحب او بودند . روز ديگر بزرگان سپاه ، ايلخان را بدين فتح تهنيت گفتند و پيشكش‌ها نمودند . ايلخان نيز اميرانى را كه در صف كارزار دليرى كرده بودند مورد ملاطفت قرار داد و فتحنامه‌ها به اطراف فرستاد . در اين حال اين بندهء دولت روزافزون لباس مناقب اين كتاب را به طراز مآثر زاهره و مناقب اين بشارات متظاهره مطرز و مذهّب ساخت . دربارهء سلطان مصر تفحص كردند معلوم شد كه از راه بعلبك به جانب مصر رفته است و اميران مصرى كه خانه در دمشق داشته‌اند بدانجا رفته خانه برگرفته‌اند و از پى سلطان روان شده‌اند . به فرمان ايلخان ، ملاى و سلطان و خرجك « 1 » با پانزده هزار سوار از پى او رفتند و در راه هر كس از لشكر شامى و مصرى كه ديدند بقتل آوردند و تاراج‌كنان تا غزّه پيش تاختند از غزّه تا مصر بر كنار رمل هشت روز راه است . آنجا خبر يافتند كه پادشاه مصر با دو سه هزار سوار در رمل به عزم مصر پيش رفته است . پادشاه در حمص مقام كرد و غنايم و مواشى كه از مصريان گرفته بودند ميان سپاه تقسيم كرد و از آنجا متوجه دمشق شد . [ 380 ] اعيان دمشق چون صاحب فخر الدين ابن الشيرجى « 2 » و سيد زين الدين شريف و قضاة و سادات و معارف و مشاهير با علم‌ها و قرآن‌ها و پيشكش‌ها بيرون آمدند و امان طلبيدند . ايلخان آنان را عفو كرد و جيورغوتاى را فرمود تا مواظب باشد كه به هيچ آفريده‌اى زيانى نرسد آنگاه به مصاحبت آنان به غوطهء دمشق رفت و در باغ زنبقيه نزول فرمود .

--> ( 1 ) - چ : جاجك ( 2 ) - چ : الشرحى